تاریخ : ۱۳۹۵/۰۹/۰۸ - ۱۰:۵۴ ذخیره فایل ارسال به دوستان

خداوند او را برای الگوشدن فرستاد/ جای خالی پیامبر و اهل‌بیت در زندگی‌مان را معضلات پر کرده است

رزوها و ساعات به سرعت می گذرند و هر ثانیه که سپری می‌شود، ما را به همان اندازه به مرگ و پایان زندگی این جهانی نزدیکتر می‌کند. تاکنون هیچ به این حقیقت اندیشیده‌ایم که چرا برای بهتر زندگی کردن، از بهترین الگو استفاده نکرده‌ایم؟

به گزارش سیمرغ ما، بی تردید آشنایی با روش و آداب زندگی و خلق و خوی رسول مکرم اسلام(ص)، که مظهر کامل و آیینه تمام نمای مکارم اخلاقی است، گام مؤثری جهت درک هرچه بیشتر مسایل اخلاقی و آراسته شدن به این صفات زیبا خواهد بود.

 

سیره رسول خدا(ص)، که والاترین الگوی کمالات انسانی و مصداق آیه شریفه: «و لکم فی رسول‌الله اسوه حسنه» است، عالی‌ترین نمونه تربیت و اخلاق اسلامی می‌باشد که با الهام از سیره آن حضرت، امکان رشد و سازندگی برای آحاد انسان‌ها و جوامع بشری بوجود خواهد آمد.

 

۱٫ساده زیستی

 
حضرت رسول(ص) زندگی بی‌آلایشی داشت و زوائد معیشت را از زندگانی خود دور می‌کرد. امام محمد باقر(ع) می‌فرماید: فرشته‌ای خدمت رسول خدا(ص) آمد و گفت: “ای محمد! خدایت سلام می‌رساند و می‌فرماید اگر بخواهی، سرزمین مکه را برای تو از طلا پرسازم”. رسول(ص) سربه سوی آسمان بلند کرده، عرض کرد: “خدایا! این حال برای من بهتر است که یک روز از غذا سیر شوم و سپاسگذاری ترا کنم و روز دیگر گرسنه باشم و از تو گدایی کنم.”

 

رسول خدا(ص) در این ارتباط می‌فرمایند: “از خوشبخت‌ترین مردم در نظر من مؤمنی است که متعلقاتش کم و از نماز بهره‌مند باشد؛ از روزی به حد کفاف قناعت کند و به آن بسازد تا به خدای خویش برسد و خدای را بخوبی پرستش کند.”

 

درجای دیگر حضرتش می‌فرماید: “زهد در دنیا، کوتاه کردن آرزوهاست و شکر نعمت و خودداری از آنچه خدا حرام کرده است.”

 

۲٫پاکیزگی و آراستگی

 
رسول خدا(ص) از دوران طفولیت به آراستگی و پاکیزگی علاقه خاصی داشت. موهایش مرتب و سر وصورت خود را تمیز نگاه می‌داشت.

 

در طول حیات نیز چنین بود. رسول خدا(ص) فرمود: “ای عایشه! خداوند دوست دارد وقتی برادرش برای دیدن برادرانش از خانه بیرون می‌رود خود را آراسته کند.”

 

پیامبر اعظم(ص) در راستای تحقق این امر مهم به یاران و پیروانش نیز همت داشت. روزی مردی را مشاهده کرد که ژولیده بود، فرمود: “که چه ضرر داشت اگر این مرد ریش خود را اصلاح می‌کرد.آن مرد حرف پیامبر را شنید و اصلاح کرد و مورد تشویق رسول خدا(ص) قرار گرفت.

 

آن حضرت درباره تمیزی لباس نیز تإکید فراوان داشت و فرمود: “هرکسی لباسی برای خود تهیه کرد باید همیشه آن را پاکیزه نگه دارد”، و در جای دیگر می‌فرماید: “اسلام پاکیزه است. شما هم پاکیزه باشید که به بهشت وارد نشوند مگر پاکیزگان.”

 

۳٫حق شناسی پیامبر(ص)

 
در تاریخ مهر و وفا و قدردانی و حق‌شناسی نمونه‌ای زیباتر از قدردانی حضرت نسبت به کسانی که به هر شکل به پیامبر(ص) مساعدت کردند سراغ نداریم. از احترام به والدین گرفته تا کسانی که دایه و عهده‌دار شیردادن او بودند که نمونه بارز آن ثوبیه کنیز ابوطالب است که چهارماه به ایشان شیرداد و پیامبر(ص) تا آخرین لحظات عمر با برکت خویش از او تقدیر و تشکر می‌کرد.

 

حق‌شناسی معلم نسبت به مدیر و مدیر نسبت به مسئولین بالاتر و قدردانی دانش‌آموز نسبت به معلم و همه نسبت به والدین و یا هرکسی که در طول حیات انسان به سبب خیر و عمل نیکی را نسبت به ما به انجام رساند، گویای آن است که باید از سیره رسول خدا(ص) تاسی بجوییم ونسبت به آنان ادای دین و حق شناسی نماییم.

 

۴٫کار و تلاش

 
حضرت محمدمصطفی(ص) از دوران کودکی پر تحرک و علاقمند به کار و فعالیت بود. در طول زنگی پربر کت آن حضرت دیده نشد روزی را به بطالت گذرانده باشد. کارهای شخصی و اموری که مربوط به خانه بود را شخصاً انجام می‌داد و می‌فرمود: “خداوند کارگر امین را دوست دارد. عبادت، هفتاد جزء دارد که بهترین آن کسب روزی حلال است”، و در جای دیگر می‌فرماید: “پاکیزه‌ترین غذایی که انسان می‌خورد غذایی است که با کوشش خودش بدست آورد.”.

 

۵٫مغتنم شمردن عمر

 
پیامبر(ص) به روش‌های گوناگون مسلمین را به درک ارزش عمر خود دلالت و به استفاده بیشتر از آن توصیه می‌کرد و می‌فرمود: “من تعجب از اولاد آدم دارم وقتی که سرمایه‌اش زیاد می‌شود خرسند می‌گردد، و اگر کم شود سخت محزون و لیکن شبانه روز بر او می‌گذرد و عمرش را کوتاه می‌کند و غمگین نمی‌شود. بدانید که بی نیاز و راحت نمی‌گردد کسی که مالش زیاد شود و عمرش کوتاه باشد، و در ادامه حضرت می‌فرماید: “درقیامت هیچ بنده‌ای قدم از قدم بر نمی‌دارد تا به چند پرسش پاسخ دهد:

 

۱-این که عمرش را در چه راهی به پایان رسانده است؟

 

۲-جوانی‌اش را چگونه به سر آورده است؟

 

۳-این که مالش را چگونه به دست آورده و چگونه خرج کرده است؟

 

۴- از امامش که او کیست. چنانکه خدای عزوجل فرموده است: “یوم ندعوا کل اناس بامامهم”

 
رسول خدا (ص) می‌فرماید: “هرکه امروزش با روز گذشته او مساوی باشد مغبون است، و هرکه فردایش بدتر از امروزش باشد ملعون است، و هرکه نفقه و جستجوی نقصان عملش را ننماید و برطرف نکند عقلش ناقص است و هرکه عمل و عقلش ناقص باشد مرگ برای او بهتر است از زنده بودن.”

 

۶٫سخن و سکوت

 
پیامبر اکرم(ص) گفتاری فصیح و شیرین داشت و هنگام سخن گفتن تبسم می‌کرد؛ نه کم و نه زیاد حرف می‌زد. بدون ضرورت حرف نمی‌زد. روزی به ابوذر فرمود: “ای ابوذر هرچه را که در آن تو را بهره نیست ترک کن و به سخنی که فایده‌ای به حال تو ندارد، لب مگشا و زبان خود را مانند پول خود که در حفظ آن می‌کوشی، نگهداری نما. ای ابوذر! اگر سخن گفتن نقره باشد، سکوت طلا است”.

 

کلامش جوامع‌الکلام و اظهاراتش فصل‌الخطاب بود و می‌فرمود: “انا افصح الکلم: من فصیح‌ترین عرب هستم.” علی(ع) در خصوص سکوت پیامبر(ص) فرمود: “سکوت آن حضرت در چهار چیز بود. در تفکر،تقدیر ، حلم و حذر.”

 

جوهره صدای رسول خدا(ص) بلند و آهنگ صدایش از همه مردم زیباتر بود، تا جایی که اکثر مردم به مجرد شنیدن سخنش و دیدن قیافه و چشیدن حلاوت الفاظش به اسلام ایمان می‌آوردند.

 

۷٫عبادت

 
رسول اكرم (ص) می‌فرمود: “برترین مردم كسی است كه عاشق عبادت باشد و آن را در آغوش كشد و از دل و جان دوستش بدارد و با پیكرش عبادت را بجا آورد.”

 

و در جای دیگر فرمود: “به خدا پناه ببرید از خشوع نفاق. پرسیدند: خشوع نفاق چیست؟ فرمودند: این كه ظاهراً بدن خاشع دیده شود؛ ولی در قلب خشوعی دیده نشود.

 

ضمناً رسول اكرم (ص)، كه همواره درس اعتلال و میانه روی به مردم می‌داد، با هرگونه افراط و تفریط مبارزه می‌كرد. اسلام آئینی است متین و محكم و در انجام دستورات آن باید با متانت قدم برداشت و عبادت خداوند را بر بندگان خسته كننده و ملال‌آور برتری نداد.

 

۸٫ملاطفت با کودکان

 
رسول مكرم اسلام(ص) بافرزندان خود بسیار مهربان بود. بارها دیده شده بود حسن و حسین(ع) در حال سجده نماز به گردن و پشت حضرت می‌نشستند، و ایشان آنقدر سجده را طول می‌دادند تا آنها پایین بیایند و می‌فرمودند:”من لایرحم لما یرحم: كسی‌كه مهربانی نكند، رحمت خدا شامل حالش نمی‌شود.”

 

روزی پیامبر خدا نشسته بود و حسن و حسین(ع) وارد شدند. پیامبر به احترام آنها از جای بلند شدند و فرمودند كه من بخاطر پنج خصوصیت بچه‌ها را دوست دارم: اول آن كه بسیار گریه می‌كنند و این گریه كلید جنت است. دوم اینكه متكبر نیستند، سوم اینكه دعوا می‌كنند ولی كینه به دل نمی‌گیرند، چهارم آرزوی دور و دراز ندارند و پنجم دلبسته و وابسته به چیزی نیستند.

 

انتهای پیام/بلاغ

ارسال دیدگاه

بدون واسطه با مسئولین در ارتباط باشید
کانال تلگرام سیمرغ ما
کانال تلگرام سیمرغ ما
بازارچه مجازی اقتصاد مقاومتی
عصر ساری
جویباران|پایگاه خبری تحلیلی شهرستان جویبار
پایگاه خبری تحلیلی بابل نوین
مرجع اخبار مازندران