تاریخ : ۱۳۹۴/۰۹/۲۱ - ۸:۴۵ ذخیره فایل ارسال به دوستان

از عبور میان دریای خون تا ازدواج در روز دوازدهم

باید وصیت‌نامه‌های آتشین نوشت و بندهای پوتین را محکم بست و تفنگ را برداشت، از میان دریای خون عبور کرد، باید کربلا را ساخت و عاشورا به پا کرد.

به گزارش سیمرغ ما، سردار شهید صمصام طور از فرماندهان گردان امام محمدباقر (ع) لشکر ویژه ۲۵ کربلا و از سنگرسازان بی‌سنگر استان مازندران، یکی از رهبران فکری و اندیشه‌ای شهرستان سیمرغ بود که متأسفانه کمتر در رابطه با او در محافل و مجالس گفته‌اند، آنچه که به‌نظر شایسته و درخور انجام است، شهیدشناسی در رابطه با همه شهداست ولی اگر بخواهیم با شرایط موجود ـ ضیق وقت و امکانات ـ به مطالعه شهدا بپردازیم برخی از شهدا هستند که آینه تمام‌نمای بقیه شهدایند و شهید صمصام طور جزو آن دسته شهداست که امید است گفت‌و‌گو با خانم فاطمه رضایی همسر وی که در ادامه از نظرتان می‌گذرد، بتواند گوشه‌ای از شخصیت او را برای شما بنمایاند.

 

چه سالی با شهید طور ازدواج کردید؟

 

روز ۱۲ فروردین سال ۱۳۶۰ با ایشان ازدواج کردم و ثمره این ازدواج سه فرزند است، دو پسر به نام‌های مصطفی و مرتضی و یک دختر به نام معصومه دارم.


از این که روز ۱۲ فروردین را روز ازدواج قرار دادید، علتی داشت؟

 

13940919000007_PhotoL

 

بله! به‌ دنبال مناسبتی بودیم که پیوند زناشویی‌مان را در آن روز ثبت کنیم، شهید ۱۲ فروردین را که روز جمهوری اسلامی بود انتخاب کرد و من هم موافقت کردم، ایشان معتقد بود که این روز یکی از مبارک‌ترین روزهای ایرانیان است و باید این روز را گرامی داشت و برای همین من هم رضایت دادم که عروسی‌مان در چنین روز فرخنده‌ای اتفاق بیفتد.

 

چه شد که با ایشان ازدواج کردید؟ از قبل او را می‎شناختید؟

 

بله، فامیل بودیم ولی این دلیل ازدواج من نبود، شخصیت او، چه از نظر فکری و چه از نظر اخلاقی برایم جالب بود و به نظرم هر دختری در آن دوره آرزوی چنین شخصی را برای زندگی آینده‌اش در سر داشت و من اوایل انقلاب در بیشتر محافل و مجالسی که او سخنرانی می‎کرد، حضور می‎یافتم، آن وقت‌ها او یکی از سخنران‌های انقلابی کیاکلا بود.

 

13940919000008_PhotoL

 


کمی از شخصیتش بگویید؟

 

نخستین شاخصه شخصیتی او اخلاق نیک بود، متین و باوقار، با حوصله و صبور، خوش برخورد و متعادل بود و … به‌راحتی می‎توانست بر خشم خود مسلط شود، در بحث، جار و جنجال به‌راه نمی‎انداخت و سعی می‎کرد با منطق نظرات خودش را بیان کند.

 

دومین شاخصه او مسئولیت‌پذیری‌اش بود، اگر بگویم همه دوستانش او را مثل یک برادر بزرگ و یا حتی بعضی‌ها بعد از شهادتش می‎گفتند او برای‌مان پدری کرد و این نبود به جز این که او در قبال همه افراد خود را مسئول می‎دید.

 

سومین شاخصه او انقلابی و متدین بودن او بود، آرمان‌های انقلاب را که ملهم از اندیشه‌های امام خمینی (ره) بود در خود جاری کرد، به‌طوری که حرف می‎زد خیال می‎کردیم یکی از مسئولان رده بالای انقلاب دارد صحبت می‎کند، با شور و حال وصف‌ناشدنی درباره انقلاب و آرمان‌های مقدسش می‎گفت و در عمل سعی داشت هر آنچه می‎گوید را عمل کند.

 

13940919000009_PhotoL


وصیت‌نامه شهید  بسیار پرمحتوا و جامع نوشته شده است، میزان تحصیلات شهید چقدر بود؟

 

او فوق دیپلم بود ـ تکنسین دامپزشکی ـ آن وقت‌ها مثل حالا نبود که افراد تحصیلات عالیه داشته باشند و تعداد افرادی که در شهر کیاکلا لیسانس داشتند، از ۲۰ نفر تجاوز نمی‎کرد و شاید هم کمتر از این بوده باشند ولی مطالعات شهید طور خیلی زیاد بود، در هر زمینه‌ای او مطالعه داشت، به‌ویژه کتاب‌های مذهبی و دینی و تحلیل‌های سیاسی و اجتماعی را در دستور مطالعاتش قرار داده بود، نیروهای انجمن اسلامی منطقه که آن وقت‌ها در مقابل گروهک‌ها و جریانات انحرافی صف‌آرایی کرده بودند، بیشتر از او خط و مشی می‎گرفتند، به‌طوری که اوایل جنگ با وجود این که صمصام خیلی دوست داشت در جبهه حضور داشته باشد، بر و بچه‌های انجمن اسلامی به‌خاطر حضور منافقین و گروه‌های الحادی به او اجازه ندادند به جبهه برود، می‎گفتند حضور او در شهر واجب‌تر از جبهه است.


نگاهش به زندگی چگونه بود؟

 

اهل تجملات نبود، خیلی ساده به زندگی نگاه می‎کرد، از این که بعضی‌ها حرص مال دنیا را داشتند در تعجب بود، اعتقاد داشت تجملات و زرق و برق دنیا مثل باتلاق می‎ماند، اگر به داخلش بیفتی تو را می‎بلعد و همیشه مرا نصیحت می‎کرد که مواظب زرق و برق دنیا باشم.

 

13940919000010_PhotoL

 

در رابطه با تربیت فرزندان چه مسائلی را به شما توصیه می‎کرد؟

 

قبل از اینکه به توصیه‌هایش بپردازم، این را بگویم که او خیلی به بچه علاقه‌مند بود، همیشه می‎گفت دوست دارم دور و برم را بچه بگیرند، و اما در رابطه با توصیه‌هایش، اگر بگویم تمام توصیه‌هایش را امروزه از زبان روانشناسان خانواده می‎شنوم، غلو نکرده‌ام، البته خودش اصلاً اهل این نبود که موضوعی را دستور دهد، سعی می‎کرد خودش عمل کند و دیگران را با شور و حالی که در انجام کار از خود نشان می‎داد تشویق به آن عمل می‎کرد، خیلی دوست داشت بچه‌هایش ادامه تحصیل دهند و من هم بعد از شهادتش سعی کرده‌ام بچه‌ها را در راستای آرزوی شهید سوق دهم، به شکر خدا فرزندانم تحصیلات خود را ادامه داده‌اند و امیدوارم خداوند قبول کند.‏

 

دوست داریم علت این که شهید صمصام طور را بعضی‌ها معلم و الگوی خودشان می‎دانند را از شما بپرسیم؟

 

علت را به نظرم باید از خودشان بپرسید شاید آنچه که من از شهید می‎دانم مختص اخلاق و رفتاری باشد که او در خانه با ما داشت، صد در صد دوستانش بُعدهای دیگری از شخصیت او را هم دیده‌اند، مثلاً من که در جبهه با او نبوده‌ام تا ببینم او از لحاظ فرماندهی در چه سطحی بوده است ولی آنچه را به‌صورت کلی می‎توانم به شما بگویم همان مواردی است که من در بیان شخصیت او به شما گفته‌ام، به‌عنوان مثال او فردی دوراندیش و مسئولیت‌پذیر بود، این‌طور نبود که از مسئولیت سر باز زند، امکان نداشت دستش چیزی بر بیاید و انجام ندهد، یک‌بار خانم دکتری برای تهیه مطب به کیاکلا آمد و طبقه بالای قرض‌الحسنه را پسندید، وقتی خواست آنجا را اجاره کند موانعی در پیش رویش قرار گرفت، یکی از افراد گفت: «شما بروید آقای طور را بیاورید، او قضیه را حل خواهد کرد.» یادم می‎آید او رفت و باعث شد آن خانم دکتر مطب را در همانجا دایر کند، هنوز آن خانم دکتر با ما به‌خاطر همان کاری که شهید انجام داد در ارتباط است، وقتی به خانه آمد به او گفتم: «چه شد کار خانم دکتر را انجام دادی؟» گفت: «حتماً باید این اتفاق خوب در کیاکلا می‎افتاد، چه کاری بهتر از این، کیاکلا نیاز به یک دکتر زن داشت تا زنان ما پیش مردها برای مداوا نروند.»


در پایان اگر مواردی دیگری به ذهن‌تان می‌آید، بفرمایید.

 

بهتر است یکی از شاخصه‌های شخصیتی او را در پایان برای‌تان بگویم، نبود امام مطلبی را عنوان کند و شهید آن را انجام ندهد و یا در راستای انجام آن حرکت نکند، اصل ولایت فقیه را با جان و دل پذیرفته بود، هر وقت کاری را انجام می‎داد و برای‌مان سوال‌برانگیز بود، می‎گفت این را امام خواسته و یا من از صحبت‌های امام آن را دریافتم، خلاصه این که پیروی از امام و منویات او را در اولویت کارهایش قرار داده بود، این را خواستم بگویم تا به همه بگویم اگر به‌دنبال راه شهدا هستید، از راه ولایت خارج نشوید، ما شهیدی نداریم که بی‌ولایت بوده باشد، همه شهدای ما جان‌نثار ولی زمان خودشان بودند، دعا می‎کنم تا پایان عمر ما نیز در راه شهدا گام برداریم و با ولایت بمیریم.

 

* فرازی از وصیت‌نامه سردار شهید صمصام طور

 

عزیزانم! شرافت و آزادگی واقعی بدون تحمل رنج به‌دست نمی‌آید، باید سینه ظلمت شب را شکافت و به ظالمان هجوم آورد تا فجر و آزادگی و شرافت به‌دست آید، قدرت‌های استکباری سالیان دراز زندگی انسانی مردم را جولانگاه تمایلات نفسانی و تقاضای ضدانسانی خود قرار دادند، این‌ها از آنجا که بنیاد نظام فکری و اجتماعی آنها قلدری است، جز زبان اسلحه نمی‌فهمند پس به هر یک از ما واجب است که با مستکبران بجنگیم. 

 

باید وصیت‌نامه‌های آتشین نوشت و بندهای پوتین را محکم بست و تفنگ را برداشت، از میان دریای خون عبور کرد، باید کربلا را ساخت و عاشورا به پا کرد، باید به سراغ مرگ رفت، راه آزادی و دین‌داری حقیقی، راه پرنشیب و فراز است و موانع و مشکلات فراوان دارد، برای طی این راه باید عاشق شد، راه عاشق شدن این است که نخست باید دردمند بود، باید درد علی (ع) را در سینه، غم زهرا (س) را در جان، سوز امام حسین (ع) را در عمق وجود داشت؛ این درد وقتی مایه الهی بگیرد، می‌شود عشق.

 

پاسدار ارزش‌های اسلامی باشید، با فساد و فحشا و رفاه‌طلبی مخالفت کنید که جولان‌گاه شیطان است و آفت‌پرور عیه انقلاب؛ مسجدها را پر کنید و با داشتن جلسات قرآن و دعا و روح جان خود را از زنگ‌ها و رنگ‌های مادی بزدایید.

 

قانع باشید تا آماده هرگونه فداکاری و ایثار باشید، گشاده‌رو و خوش‌برخورد باشید اما بر سر معیارهای اسلامی هرگز نرمش نشان ندهید که تمام خون‌ها برای اسلام ریخته شده، در موقع هجوم مشکلات به خدا پناه ببرید و هرگز از رحمت خدا ناامید نشوید، در موقع هر کاری خدا را حاضر ببینید جز برای خدا برای احدی تعظیم نکنید؛ با خودشناسی می‌توان تمامی شیطان‌های درون را از بین برد و بر هوای نفس فائق آمد.

 

فرزندانم! قدر انسان در دنیا به همت اوست و همت انسان به آرزویش است که هر چه آرزو کمتر باشد، تعلق انسان کمتر است البته این به‌معنای بی‌تفاوتی به مسائل اجتماعی نیست بلکه آن است که دنیا هدف نباشد.

 

مطالعه در تاریخ و قرآن، توکل به خدا، برنامه‌ریزی در کارها، داشتن شرافت، داشتن آزادگی، رعایت ارزش‌های اسلامی و اخلاق اسلامی در کار و شغل حتی در تجارت، درنظر گرفتن رضایت خدا و نه رضایت مردم، توجه به امدادهای غیبی، خوش‌خلقی و گشاده‌رویی، توجه به مرگ، زیاد گوش کردن و کم حرف زدن، سعی کنید همیشه دردمند باشید که بی‌دردی نشانه سقوط انسانیت انسان است.

 

ارسال دیدگاه

بدون واسطه با مسئولین در ارتباط باشید
کانال تلگرام سیمرغ ما
کانال تلگرام سیمرغ ما
بازارچه مجازی اقتصاد مقاومتی
پایگاه خبری تحلیلی شهرستان سیمرغ
عصر ساری
جویباران|پایگاه خبری تحلیلی شهرستان جویبار
پایگاه خبری تحلیلی بابل نوین
مرجع اخبار مازندران