تاریخ : ۱۳۹۴/۱۰/۲۳ - ۶:۰۰ ذخیره فایل ارسال به دوستان

از گذراندن دوره تخصصی در آمریکا تا علمداری در ارتش خمینی

نخستین جشنواره هوانوردی سیمرغ با گرامیداشت یاد و خاطر شهدای پروازی مازندران با محوریت امیر سرلشکر خلبان احمد کشوری و شهید سرلشکر خلبان پرویز ذبیحی هم‌زمان با ایام‌الله دهه‌فجر برگزار می‌شود.

به گزارش سیمرغ ما، نخستین جشنواره هوانوردی سیمرغ با گرامیداشت یاد و خاطر شهدای پروازی مازندران با محوریت امیر سرلشکر خلبان احمد کشوری و شهید سرلشکر خلبان پرویز ذبیحی هم‌زمان با ایام‌الله دهه‌فجر برگزار می‌شود.

 

به همین منظور و معرفی تیزپروازان مازندرانی آسمان ایران،  با همکاری کمیته رسانه این جشنواره سلسله نشست‌هایی را با خانواده‌های شهیدان پروازی برگزار کرده است.

 

در اولین نشست خبری، مهمان ما همسر امیر سرلشکر خلبان شهید پرویز ذبیحی بوده است، شهید ذبیحی از تیزپروازان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در پنجمین روز از آخرین ماه سال ۱۳۲۲ در سوادکوه چشم به جهان گشود.

 

بعد از پایان تحصیلات مقدماتی وارد نیروی هوایی ارتش می‌شود. خلبان جنگنده بوده و با توجه به هوش سرشاری که داشته دوره چهارساله آموزشی خلبانی خود را در طی ۱۸ ماه در آمریکا به اتمام رساند و به ایران برگشت.

 

این شهید بزرگوار در ۵۲ روز اول جنگ ۷۶ مأموریت جنگی داشت و نهایتاً در عملیاتی پیروزمندانه که به حمله عقاب‌ها به لانه زنبور هم معروف شده در حال بازگشت به وطن بود که در کرکوک هواپیمایش مورد اصابت موشک دشمن قرار می‌گیرد و به شهادت می‌رسد.

 

پیکر وی، ۲۲ سال بعد در سال ۱۳۸۱ همراه با خلبانان شجاع دیگری مثل شهید عباس دوران، علی اقبالی‌دوگاهه، اسدالله بربری، غلام‌حسین افشین‌آذر، مرادعلی جهان‌شاه‌لو به وطن بازگشت.

 

3848_00025

از شهید دو فرزند به یادگار مانده که پسر این قهرمان هوایی ایران مهندس هوافضا و دختر گرامی ایشان نیز پزشک هستند، همسر شهید نیز از بازنشستگان مدارس شاهد است.

 

وقتی با همسر شهید تماس گرفتیم با روی باز استقبال کردند و با توجه به مشغله زیادی نیز که داشتند وقت خود را در اختیار ما قرار داده و حتی قبول زحمت کردند و با حاضر شدن در دانشگاه جامع علمی کاربردی کیاکلا توانستیم به‌صورت حضوری گفت‌وگویی با ایشان داشته باشیم.

 

* از گذراندن دوره در آمریکا تا ازدواج با شهید

 

فتانه عزتی همسر امیر سرلشکر خلبان پرویز ذبیحی در این گفت‌وگو از شهید، چنین می‌گوید: شهید خلبان هواپیمای شکاری بود، تحصیلات نهایی خود را در سال ۱۳۵۴ در آمریکا به پایان رساند.

 

وی ادامه داد: به‎خاطر هوش بالایی که داشت، دوره ۴ ساله خود را یک‌سال و نیم به اتمام رسانده و به ایران برگشت و شروع به‌کار کرد.

 

 

3848_00004

 

همسر شهید ذبیحی با بیان اینکه این اتفاقات همه مشیت الهی بوده، افزود: اگر شهید دوره را در طی زمان مقرر به اتمام می‌رساند، انقلاب پیروز شده بود و آمریکا دیگر اجازه بازگشت این خلبانان را به ایران نمی‌داد و خلبانان شجاع ما می‌بایست به دشمن خدمت می‌کردند یا به طریقی فرار کرده و خود را به ایران می‌رساندند، مثل آقای دکتر غلام‌حسینی از خلبانانی بود که این‌چنین مشکلی برایش پیش آمد و توانست از آمریکا فرار کرده و خود را به ایران برساند.

 

عزتی از نحوه ازدواج خود با شهید می‌گوید و ادامه می‌دهد: اواخر سال ۵۴ بود، پدرم از کشاورزان کیاکلا بوده و با زارع‌های متعددی ارتباط داشتند، یک شب ما مهمان یکی از این دوستان پدرم بودیم، آن زمان من دانشجوی بابل بودم، آن شب من نیز با خانواده همراه شدم، در آنجا پدر و مادر شهید هم حضور داشتند که من احساس می‌کنم کل این مراسم از قبل هماهنگ‌شده بود منتهی ما در جریان کار قرار نداشتیم، بعد از یک ماه از آن مهمانی نیز به خواستگاری من آمدند.

 

* پرویز تنها یک همسر نبود او یک دوست واقعی بود

 

همسر شهید ذبیحی با اشاره به اخلاق، رفتار و منش شهید، بیان کرد: شهید یک فرد متعادل در زندگی بود، به نظم خیلی اهمیت می‌داد و در کنار همه مشغله کاری خود برای من به‌مانند یک دوست بود.

 

3848_00029

 

وی ادامه داد: پرویز تنها یک همسر نبود، او یک دوست بود و بسیار رفتار شایسته‌ای در زندگی داشت، طرز برخورد خاصی در رفتارش وجود داشت، با همان چهار سال زندگی از زندگی خود خیلی راضی هستم و خدا را شاکرم که چنین کسی را نصیبم کرد.

 

عزتی بابیان اینکه من او را تنها به‌عنوان یک همسر نمی‌دانستم، تصریح کرد: پرویز یک دوست و مشاور بود، شهید یک همکار در کار خانه و بیرون خانه بود، این زندگی‌ها اگر دوام هم نداشته باشد فکر کنم خاطره‌ای بسیار شیرینی برای انسان به‌جا می‌گذارد.

 

وی در ادامه بیان کرد: با دو یادگار عزیزی که برای من گذاشت، من افتخار می‌کنم در برهه‌ای از زمان قرار گرفتم که خدا این منت را بر من نهاد، چون شهادت نصیب هرکسی نمی‌شود و همیشه به خودم می‌گویم که خداوند مرا در آزمایشی به این بزرگی قرار داده و دعا می‌کنم به من این توان را بدهد تا بتوانم مقاومت کنم و این موضوع را مثل یک رایحه خوش پذیرا باشم.

 

این معلم بازنشسته با بیان اینکه شهید همیشه با من و پشتیبان من است، اظهار کرد: در زندگی مشکلات سختی را تجربه کردم، البته از کمک‌ها و زحمت‌های پدر و مادرم تشکر می‌کنم، چرا که یک زحمت مضاعفی را برای من کشیدند، من توانستم تا اندازه‌ای بر مشکلات غلبه کنم و فکر می‌کنم در تمام این مدت شهید راهنمای من بوده است.

 

* از زیارت کربلا تا حمله عقاب‌ها به لانه زنبور

 

عزتی با اشاره به اینکه شهید از لیدرهای تیم عملیاتی بود، افزود: شهید ذبیحی به مسئولان پایگاه گفته بود که شما به‌وقت و زمان نگاه نکنید و هر وقت به من زنگ بزنید من در خدمت شما هستم، من وقتی در زمان جنگ به پایگاه می‌رفتم شاهد این مسئله بودم و بارها دیدم پوتینش را در نیاورده از پایگاه تماس می‌گرفتند و ایشان برمی‌گشت.

 

وی در ادامه گفت: دوستان شهید وقتی آمدند گفتند در عرض ۵۲ روزی که پرویز در جنگ بود، ۷۶ مأموریت خارج از کشور داشت، همیشه می‌گفت من آماده رزم هستم، قبل از آخرین پرواز با من تماس گرفته بود و به من گفت من پرواز دارم، من او را به خدا سپردم و به او گفتم شما هر وظیفه‌ای را که دارید انجام دهید چون کارتان سنگین است.

 

3848_00021


 

همسر شهید ذبیحی با بیان اینکه شهید همیشه به من می‌گفت خلبانان در عرض یک ثانیه باید ۱۰ کار را انجام دهند، تصریح کرد: این کار نیازمند تمرکز بسیار بالایی است، خلبانان دائماً تحت‌فشار بودند، وقتی وارد مرز عراق می‌شدند از تمام جهت‌ها گلوله به سمت‌شان شلیک می‌شد و در این بارش گلوله بود که مأموریت‌های خود را انجام می‌دادند.

 

وی ادامه داد: هدف مأموریت آن روز در موصل قرار داشت و قرار بود ۲۲ مخزن سوخت در آنجا مورد هدف قرار گیرد که با موفقیت این عملیات به سرانجام رسید.

 

این معلم بازنشسته با اشاره به اینکه در هر عملیات هواپیماها معمولاً یک سری راکت را برای مبارزات هوایی همراه خود نگه می‌دارند، اظهار کرد: در حال برگشت از عملیات بودند که به دوستانش گفت شما بروید و من کاردارم، هم‌رزمان شهید که به این موضوع واکنش نشان دادند و دلیل این موضوع را پرسیدند، پرویز به آنها گفت: یک سایت موشکی هست که می‌خواهم منهدمش کنم چراکه به موشک‌های سام ۶ و سام ۷ روسی مجهز شده و این موشک‌ها در مراحل آزمایشی خود قرار دارند، باید این سایت منهدم شود تا دوستانم بدون هیچ مشکلی از اینجا عبور کنند.

 

وی افزود: شهید به من گفته بود اگر در حین انجام مأموریت محل عبور ما نزدیک کربلا باشد، حتماً از بالای حرم امام حسین (ع) رد می‌شویم و این برای من شیرین بود، آقا هر کس را به طریقی می‌طلبد چون شناخته‌شده بودند و نمی‌توانستند به‌صورت عادی از مرز به زیارت آقا بروند، این‌گونه آقا آنها را می‌طلبید.

 

عزتی بابیان اینکه در روز شهادت ایشان من در تهران بودم، گفت: در آن روز وقتی تماس گرفت به من گفت پایگاه آرام شده است، شهید همیشه سفارش می‌کرد اگر برای من اتفاقی افتاد دوست ندارم شما و بچه‌ها در تبریز حضور داشته باشید به همین دلیل ما را به منزل پدرم در کیاکلا می‌فرستاد و همیشه می‌گفت و در وصیت‌نامه‌اش هم نوشت: اگر روزی اتفاقی برای من افتاد شما نزد حاج‌آقا و حاج‌خانم می‌روید چون تا وقتی حاج‌آقا و حاج‌خانم زنده‌اند، من خیالم از بابت شما و بچه‌ها راحت است.

 

وی ادامه داد: در آن زمان من در حدود دو ماه در تهران و شمال منتظر بودم تا پرویز به دنبال من آمده و مرا به پایگاه ببرد اما هر بار می‌گفت بگذار پایگاه آرام‌تر شود بعد به دنبال شما می‌آیم، که در آن روز پرویز به شهادت می‌رسد و از طرف دو نفر از همکاران ایشان از این موضوع باخبر می‌شویم.

 


* از ۲۲ سال انتظار تا شهادت در آغوش خدا

 

وقتی درباره ۲۲ سال انتظار از همسر شهید پرسیدیم بغض می‌کند و خیلی سریع می‌گوید: خدا نصیب کسی نکند.

 

همسر شهید ذبیحی ادامه می‌دهد و می‌گوید: خدا می‌داند در آن ایام هر شب تا صبح گریه می‌کردم ولی روزها پیش بچه‌ها این موضوع را عنوان نمی‌کردم البته همیشه خودم را قانع می‌کردم که پرویز در راه خدا رفت.

 

وی افزود: همیشه من را برای این روز آماده می‌کرد و می‌گفت: «من کسی نیستم که عمر طبیعی داشته باشم، من یک سربازم و در هر نقطه‌ای به من گفتند باید وظیفه خود را انجام بدهم.»

 

عزتی با اشاره به اینکه شهید دو مزار یکی در تهران و دیگری در مازندران دارد، تصریح کرد: وقتی آن اتفاق افتاد من همیشه نگاهم به سمت آسمان است، چون حس می‌کنم در روی زمین نیست، پرویز در آغوش خدا شهید شد.

 

وی در ادامه بیان کرد: این شهادت نصیب هر کسی نمی‌شود، انتظار خیلی سخت است، همیشه برای فرزندانم نگران بودم، دخترم تا وقتی دیپلم بگیرد، می‌گفت: مادر صدای پدر چگونه بود؟ برای یک مادر خیلی سخت است که به فرزندش توضیح دهد.

 

همسر شهید ذبیحی با بیان اینکه همه آنهایی که انتظار را به خاطر خدا تحمل می‌کنند، خودشان را قانع می‌کنند، فرزندان من قبل از اینکه پیکر پدر به ایران برگردد می‌گفتند: مادر از بس‌ که شما به ما رسیدید جای پدر را برای ما پر کردید ولی من شاهد بودم با آمدن پرویز چه ضربه‌ای خوردند چون هیچ‌کس نمی‌تواند جای پدر را پر کند.

 

 

photo_2016-01-11_17-18-40

 

وی ادامه داد: تحمل این موضوع برای فرد سخت است اما با همه این‌ها من حیف می‌دانستم پرویز شهید نشود و به مرگ عادی از دنیا برود، شخصی که حتی در آمریکا از نماز و روزه‌اش دست برنمی‌داشت و امکان نداشت در هفته روزه مستحبی نگیرد، حتی دوستان شهید نیز نقل می‌کنند شهید در روز شهادتش روزه بوده است.

 

عزتی ادامه داد و گفت: اینکه شهید قبل از شهادتش می‌گفت «من به هیچ‌کس بدهکار نیستم حتی خدا» از شهادتش آگاه شده بود و این موضوع را درک کرده بود که قرار است دین خود را ادا کند.

 

وی با بیان اینکه خدا شهدا را انتخاب می‌کند و ما نیز در قبال آنها وظیفه‌ای داریم، تصریح کرد: حیف می‌دانستم پرویز به مرگ عادی فوت کند و شهید نشود، این‌چنین آدم خاصی که در همه زندگی پیرو امام حسین (ع) بود، نماز اول وقت می‌خواند، روزه مستحبی‌اش همیشه به راه بود، شهادت بهترین هدیه به این شخص بود.

 

همسر شهید ذبیحی با اشاره قدرت نیروی هوایی در زمان جنگ تحمیلی، گفت: باید باور کنیم این خلبانان شجاع با پروازها و هواپیماهای‌شان اشک صدام را درآوردند، دشمن با تمام توان با ما در حال جنگ بود، کل دنیا با ما می‌جنگیدند ولی ما تنها بودیم و حمایت‌کننده و هدایت‌کننده ما فقط خداوند بود.

 

* ناجی تبریز

 

عزتی با اشاره به نبرد هوایی شهید با ۱۲ میگ عراقی، اظهار کرد: در روزهای اول جنگ بود که عراقی‌ها با ۱۲ فروند جنگنده به سمت پایگاه تبریز حرکت کردند، ۶ فروند میگ به‌عنوان محافظ و ۶ فروند دیگر در حال حمله بودند.

 

وی ادامه داد: شهید در آن زمان لیدر بود، بعد از بلند شدن از پایگاه به سمت دریاچه ارومیه رفت که متوجه شد در محاصره ۶ میگ قرار دارد، میگ‌ها مسلح به بمب‌های ناپالم بودند، با خواست و حمایت خداوند شهید ذبیحی هواپیماهای دشمن را مجبور کرد تمام بمب‌ها خود را در دریاچه ارومیه خالی کنند و با ساقط شدن دو هواپیمای دشمن به سمت کشور خود برگردند.

 

3848_00020

 

همسر شهید عزتی بابیان اینکه مردم در حال مشاهده این جنگ و نبرد هوایی بودند، افزود: این اتفاق برای مردم یک افسانه بود و امروز شهید پرویز ذبیحی به ناجی تبریز معروف است.

 

وی ادامه داد بعدها خود شهید به من گفت که خودش هم در حال سقوط بود، شهید تعریف می‌کرد که هواپیما برگشت یعنی آن‌قدر از این هواپیما کار کشید که جوابش کرد و در حال سرازیر شدن به سمت دریاچه بود ولی نمی‌دانم چه نیرویی باعث شد سر هواپیما بلند شود و به حالت عادی برگردد.

 

عزتی به نقل از زبان شهید ادامه داد و گفت: وقتی دیدم هواپیما سوخت کافی ندارد، در فرودگاه ارومیه نشستم و با تبریز تماس گرفتم، دوستان هم در تبریز با تعجب پرسیدند: «پرویز تو زنده‌ای؟ ما فکر می‌کردیم یکی از هواپیماهایی که سقوط کرد تو هستی.»

 

وی با اشاره به اینکه رشادت و خالصانه جنگیدن خلبانان همیشه قابل‌تحسین است، اظهار کرد: امیدوارم همیشه یاد و نام این شهدا پابرجا بماند، امروزه شاهد هستیم یکسری از این افراد فراموش شدند که برای من جای تأسف دارد، برای همه یک خدایی هست که همیشه دست‌شان را می‌گیرد و نام‌شان را بلند می‌کند.

 

* مبارزه همچنان ادامه دارد

 

همسر شهید ذبیحی ضمن تشکر از رئیس دانشگاه علمی کاربردی از برگزاری این‌چنین جشنواره‌ای، تصریح کرد: دانشگاه یک مرکز علمی در کشور است، این جشنواره باعث تشویق جوانان ما برای شناخت اسوه‌هایی می‌شود که ۳۵ سال پیش جانانه جنگیدن تا امروز در آرامش به‎سر ببریم.

 

وی بابیان اینکه مبارزه ما در مقابل ده‌ها کشور همچنان ادامه داد، اظهار کرد: سربازان ما در وزارت خارجه در حال تلاش هستند، دشمن هر روز یک لایحه تنظیم می‌کند ولی ما همچنان بر روی پای خود ایستاده‌ایم که این از ثمرات خون عزیزان و شهدایی است که در این راه داده‌ایم.

 

عزتی با اشاره به اینکه ما شجاعانه در مقابل بیش از ۶۰ کشور در حال ایستادگی هستیم، افزود: نباید اشتباه فکر کنیم که ما در حال مذاکره با ۶ کشور هستیم، این یک واقعیتی است که باید قبول کنیم که همه به‌نوعی در حال جنگ با ما هستند.

 

وی ادامه داد: عربستان سفارتش را تعطیل کرده و به طبعش بیشتر کشورهای عربی همراهش شدند، نباید فکر کنیم آمریکا کسی را ندارد، با آمریکا نیز کسانی هستند به این خیال که اگر در کنار آمریکا بنشینند بزرگ می‌شوند، باید به این کشورها گفت اشتباه فکر می‌کنند، نشستن در کنار آمریکا بزرگی نیست بلکه یک نوع خفت است.

 

همسر شهید ذبیحی با بیان اینکه باید خدا را شاکر باشیم به‌خاطر ایستادن بر روی پای خود، افزود: مسائل هسته‌ای را به نفع خودمان تمام می‌کنیم چون توان و اراده‌اش را داریم، یک نیروی لایزال الهی داریم که حمایت‌کننده ما است.

 

وی در ادامه بیان کرد: همه ما باید خودمان را مدیون خون شهدا بدانیم، چه خلبانانی رفتند و جان دادند، چه افراد بزرگی رفتند و برنگشتند، شاهد حضور شهدای غواص بودید که با چه وضعیتی برگشتند، این شهدا از بهترین جوانان ما بودند که رفتند.

 

* من یک گلوله سمت این مردم شلیک نمی‌کنم

 

عزتی با اشاره به خاطره‌ای از شهید گفت: به‌دلیل نظامی بودن، پرویز مجبور بود عکس شاه را در خانه نگه دارد، وقتی حادثه ۱۷ شهریور اتفاق افتاد پرویز عکس شاه را گرفت و پاره کرد و گفت اگر یک روز شاه دستور بدهد که مردم را هدف قرار بدهیم به ولای علی به مجلس شاه حمله می‌کنم و آنجا را مورد هدف قرار می‌دهم و شورای ملی را با خاک یکسان می‌کنم، من یک گلوله سمت این مردم شلیک نمی‌کنم.

 

وی ادامه داد: شهید آن‌قدر گشاده‌رو بود و خالصانه خدمت می‌کرد که دوست نداشت کارهایی که انجام داده عنوان شود و خدا ۲۲ سال او را مفقود نگه داشت.

 

3848_00034

 

در حال شنیدن خاطرات این شهید بزرگوار از زبان همسرش بودم که ناگهان متوجه خواهر ایشان شدم، او که همراه خواهر خود مهمان که نه میزبان ما در این گفت‌وگو بود، با شنیدن خاطرات این خلبان فداکار همراه با خواهر خود اشک می‌ریخت.

 

* دلتنگی تنها مشکل من بعد از شهادتش بود و هست

 

وقتی از مسائل و مشکلات بعد از شهادت همسرش پرسیدم با بغضی سنگین جواب داد فقط دل‌تنگی، همسر شهید گفت تنها مشکل من دل‌تنگی بود، هنوز که هنوزِ دل‌تنگ هستم.

 

عزتی با بیان اینکه مشکلات حل می‌شود، گفت: زندگی هر چقدر هم سخت باشد می‌گذرد، مسائلی پیش می‌آید که می‌توان حلش کرد اما جدایی قابل قیاس با هیچ‌چیز نیست.

 

* از برگشت شهید به ایران تا اجازه ندادن به پسر برای ادامه راه پدر

 

همسر شهید ذبیحی بابیان اینکه صلیب سرخ جهانی دو سال ایشان را مفقود اعلام کرد، گفت: بعد از دو سال نامه‌ای از صلیب سرخ آمد به این مضموم که پرویز ذبیحی شهید شده است، در آن زمان فرمانده وقت نیروی هوایی ارتش محمدحسن معینی‌پور شخصاً نامه‌ای به صلیب سرخ فرستاد و در آن نامه گفت: صحبت‌های شما را قبول نداریم، اگر می‌گویید شهید شدند مدرک و چیزی ارائه کنید و بعد از پیگیری‌های فراوان موفق شدیم و شهید ذبیحی به همراه چند شهید دیگر بعد از ۲۲ سال به کشور بازگشت.

 

وی ادامه داد: پسرم می‌خواست راه پدرش را ادامه بدهد و خلبان شود که من اجازه ندادم، حقیقتاً می‌ترسیدم ولی به او گفتم که به‌دنبال دانش مهندسی موتور و بدنه برو و خدا را شکر در این زمینه موفق شد و از آمریکا و انگلیس دعوت‌نامه‌هایی آمده مبنی بر پیشنهاد حقوق و مزایای آن‌چنانی اما پسرم مخالفت کرده و گفته من به‌خاطر پدرم در کشور خود خدمت می‌کنم.

 

 

عزتی بابیان اینکه ارزش شهدا و فرزندانشان را باید دانست، اظهار کرد: این افراد آن‌قدر دل‎شان کوچک است که با کوچک‌ترین حرف می‌شکند چون پدرشان را برای همه دادند، برای همین است که عزت والایی دارند، نمی‌گویم چیزی برای این خانواده‌ها فراهم کنید، فقط باید حرمت شهید و فرزندان شهید را تا ابد حفظ کنیم.

 

با یادآوری خواهرزاده همسر شهید ذبیحی به خودمان آمدیم و متوجه شدیم بیش از یک ساعت در حال شنیدن صحبت‌های ایشان هستیم، یادآوری خاطرات برای این شیرزن و نکات تأملی برای من. بعد از پایان جلسه به قسمتی از وصیت نامه شهید که در اختیار داشتم مراجعه کردم و چه زیبا گفت امیر سرلشکر خلبان شهید پرویز ذبیحی‌اترگله (سوادکوهی):

 

پروردگارا! با نام تو آغاز می‌کنم و به نام تو پایان می‌برم، اگرچه ناتوانم و به ناتوانی و عجز خود در پیش‌گاه مبارکت معترفم.

 

پدر و مادر عزیز! از زحمات بی‌دریغ شبانه‌روزی‌تان کمال تشکر را دارم و از اینکه نتوانستم وظیفه‌ فرزندی را ایفا کنم، هرچند غیر قابل جبران است، مرا ببخشید و از شما می‌خواهم مرا با همه‌ بدی‌ها عفو کنید تا روحم در آن دنیا آرامش گیرد.

 

اگرچه نتوانستم سرباز خوبی برای اسلام عزیز و میهن خود باشم و حافظ دستاوردهای آن باشم، مرا عفو کنید و امیدوارم فرزندان عزیزم جبران کنند.

 

از فرزندان عزیز خود می‌خواهم که نهایت کوشش خود را انجام داده و در کسب تحصیل و فضائل اخلاقی کوشا باشند و به مدارج عالیه تحصیلی برسند و از کودکی به وادی مکتب اسلام سوق داده شوند و نگهدار اسلام عزیز و قرآن باشند که خداوند همیشه یار و همراه شماست.

 

ارسال دیدگاه

بدون واسطه با مسئولین در ارتباط باشید
کانال تلگرام سیمرغ ما
🇮🇷 کانال رسمی  تلگرامی شهرداری کیاکلا🇮🇷
عصر ساری
جویباران|پایگاه خبری تحلیلی شهرستان جویبار
پایگاه خبری تحلیلی بابل نوین
مرجع اخبار مازندران