تاریخ : ۱۳۹۴/۰۱/۱۹ - ۱۳:۰۲ ذخیره فایل ارسال به دوستان

ماجرای شهری که نامش سیمرغ شد

سرانجام وقتی شهر کوچک کیاکلا و حومه، تصمیم گرفت برای پایتخت مهربانی نامی درخور بگیرد و به شهرستان ارتقا یابد، سیمرغ نام گرفت.

به گزارش سیمرغ ما، به مناسبت چهلمین روز درگذشت حاجیه خانم فاطمه سیلاخوری مادر شهیدان احمد و محمد کشوری، یادداشتی از مسعود آب‌آذری پژوهشگر و نویسنده جوان دفاع‌مقدس که عمری را با این شیرزن گذرانده، در ادامه تقدیم به مخاطبان می‌شود.

در سوگ اربعین بانوی شهیدان چه‌می‌توان گفت که کلمات و حرف در مقابلش بی‌معنی و ناتوان خواهند بود؟! چاره کار به‌یاد آوردن اعمال آن خورشید رحمت و عطوفت است، وقتی که احمدش به شهادت رسید، به سفارش احمد در شهر کیاکلا رحل اقامت افکند تا مردم را با اندیشه سیمرغ‌وار به قاف حقیقت بودن برساند و خود دوری از احمدش را تاب آورد.

یادم می‎آید یک‎بار که به خدمتش رسیدم، فیش مخابرات منزلش را مشاهده کردم با رقمی سنگین! تعجب کرده بودم، مادر گفت: چاره‌ای نیست، کاش پاهایم توان رفتن داشت؛ مجبورم که به عوض این پاهای ناتوان، برای سفارش به مسئولان درباره مشکلات مردم، دست به تلفن و گوشی شوم.

مادر سیمرغ آسمان ایران، همیشه فکر می‌کرد کاری که بر زمین مانده، توان انجام دادنش را دارد و پیگیری مشکلات مردم را رسالت خود می‌دانست؛ چنان شاخسار انبوه محبتش همه را دربرمی‎گرفت که طیف گوناگون مردم زیر سایه‌سارش جمع می‎شدند، ورزشکار، هنرمند، بازاری، کارمند، کشاورز، دانشجو، دانش آموز، خانه دار، مسجدی و … .

بانوی ما باور داشت که کلمات و حرف، توان پذیرایی از این مردم را ندارند، پس در سفره رحمت او، تنها جان مهربانش بود که می‌بایست در کوره عشق مصرف می‎شد و سرانجام وقتی شهر کوچک کیاکلا و حومه، تصمیم گرفت برای پایتخت مهربانی نامی درخور بگیرد و به شهرستان ارتقا یابد، سیمرغ نام گرفت به همت همین مادر سیمرغ رحمت؛ و اینگونه سیمرغ، سیمرغ شد و سیمرغ حقیقی، به نزد حقیقت مطلق پر کشیده و اکنون او مراد و اسوه کسانی شد که می‌خواهند کفش آهنین صداقت، ایثار و همت را در پای کنند.

 انتهای پیام/فارس

ارسال دیدگاه

بدون واسطه با مسئولین در ارتباط باشید
کانال تلگرام سیمرغ ما
کانال تلگرام سیمرغ ما
بازارچه مجازی اقتصاد مقاومتی
عصر ساری
جویباران|پایگاه خبری تحلیلی شهرستان جویبار
پایگاه خبری تحلیلی بابل نوین
مرجع اخبار مازندران